اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
شورای حوزه استان
حوزه مدیریت
معاونت ها
امکانات سایت
نام :   
ایمیل :   
عنوان


محمدتقی ندافی مزنگی
مادرم به مادران بگو شهيد پرور شوند و دامني پاك دارند تا فرزنداني مبارز و افتخار آفرين براي خدا گسل دارند و به دختران بگو كه اي خواهر؛ پاسدار عفت باش و بكوش زينب گونه عمل كني و پيام برادران شهيدت را به گوش جهانيان برساني چرا كه وظيفه تو سخت سنگين است و اي مادر بگو كه نايب مهدي(عج)، علي زمانه فرزند حسين(ع) خميني بت شكن فرياد «هل من ناصر ينصرني» سر مي دهد.
 ١٤:٤٨ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

محمد مهدی مازنی
مادرش در اين خصوص مي‌فرمايد: «شهيد اكثراً در سر سجده‌هاي نمازش، گريه مي‌كرد، ركوع‌ها و سجده‌هايش طولاني بود. وقتي امام در بستر بيماري بود و اعلام كردند براي شفاي امام يك روز روزه بگيريد، او يك هفته روزه گرفت».
 ١٤:٤٦ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

علی اکبر مازنی
16 ساله بود كه طبق سفارش برادر شهيدش، براي اولين بار به جبهه رفت تا هم به نداي امام امت(ع) لبيك گفته باشد، و هم جرقه‌ي عشق خويش را در ميدان عمل شعله‌ور سازد. علي اكبر در آن سال، بارها به جبهه عزيمت نمود و سرانجام در آخرين روزهاي سال 1363 در شرق «دجله» و منطقه عملياتي «بدر» به شهادت رسيد و پس از سيزده سال، پيكر مطهرش به زادگاهش نوكنده منتقل و پس از تشييع با شكوه در امامزاده حبيب الله اين شهر به خاك سپرده شد.
 ١٤:٤٦ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

سید صادق قاسمی
او كه جنگ تحميلي را توطئه‌ي استكبار جهاني مي‌دانست كه وقوع آن، انقلاب اسلامي را به نابودي مي‌كشاند و نيز فرمان حضرت امام امت(ره)، مبني بر حضور جوانان در جبهه، او هم براساس رسالت انقلابي‌ و اسلامي‌اش به جبهه‌ها اين ميعادگاه عاشقان الله عزيمت نمود. وي در تاريخ 30/1/65 به منطقه عملياتي «غرب» اعزام گرديد و سرانجام در 26/2/65 در منطقه «حاج عمران» بر اثر اصابت تركش، جام شيرين شهادت را عاشقانه سركشيد و نامش را در كاروان سرخ شهدا براي هميشه تاريخ ثبت كرد.
 ١٤:٤٦ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

سید علی اکبر علوی
مادر اگر من برنگشتم، مبادا بر جنازه‌ام گريه كني، در ميان مردم گريه كني، بجاي لباس عزا پوشيدن، لباس شادي بپوشيد، مادر، انگار داري مرا داماد مي‌كني. مادر، مبادا براي من ناراحت باشيد، مي‌خواهيد بگرييد براي حسين(ع) بگرييد.
 ١٤:٤٦ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>
 ١٤:٤٥ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

محمدابراهیم رضایی
پدرم، اگر به شهادت رسيدم، خدا را شكر كن و صبر را پيشه كن و هيچ وقت ناراحت نباش و وظيفه‌ام بود كه بتوانم زحمات تو را جبران كنم ولي ديدم كه اسلام و امام در خطر است و ديگر، ماندن را جايز ندانستم.
 ١٤:٤٥ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

حسینعلی رسولی
يكي از دوستانش نقل مي‎كند: وقتي كه داشتم از جبهه و ايثارگري‎هاي رزمندگان برايش تعريف مي‎كردم، وي در جوابم با لحني شيرين گفت: من نيز به جبهه مي‎روم و روزي فرا مي‎رسد كه بدنم را روي دست مي‌گيرند و بسوي گلزار شهدا تشييع مي‌كنند. من با شنيدن اين سخنان، منقلب شدم و به صفاي باطني حسين غبطه مي‎خوردم.
 ١٤:٤٥ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>
 ١٤:٤٤ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>
 ١٤:٤٤ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>
 ١٤:٤٤ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

سلیمان جمال لیوانی
به نسل‎هاي آينده بگوييد. كه چقدر ما شهيد داده‎ايم، چه شير مرداني را ما، در جبهه‎ها از دست داده‎ايم كه فقط و فقط براي استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي بود.
 ١٤:٤٤ - سه شنبه ١٣ دی ١٣٩٠ - تعداد نظرات : ٠ادامه خبر >>

2 صفحه بعدی >>

حدیث روز
تصویر برگزیده

اوقات شرعی
عنوان

 

 

 

 

 

کلیه حقوق برای پايگاه اطلاع رساني حوزه علميه استان گلستان محفوظ می‌باشد.
گرگان، کوی افسران، ابتدای افسران چهار، مدیریت حوزه علمیه استان گلستان
کدپستی: 53861 - 49199                Howzeh.g@Gmail.com